
این پشت صحنه رقت انگیز متعلق به آقای کلوچه عسلی و خانوم باربی می باشد که مشغول تماشای صحنه هیجان انگیز سفارش حصار به توسط پدر محترمشان برای پنجره های اتاقشان می باشند.
در اثر تلاش های فروان آنها برای کشف دنیای خارج و بالا رفتن از مبل و سه پایه و صندلی و چهار پایه برای رسیدن به پنجره ها و در نتیجه خطر سقوط آنها تصمیم گرفته شد که پنجره های خانه آنها که در طبقه سوم یک ساختمانی است حصار کوبی شود.
از اینک ایشان می توانند پرواز کلاغ های شهر را از پشت پنجره های بسته و از پشت توری های پشت آن و حصارهای پشت توری ها تماشا کنند البته به شرطی که پرده ها مهربانی به خرج دهند و کمی خودشان را جابجا کنند.
چه تعداد از شهروندان گرگانی را کودکان و خردسالان تشکیل می دهند؟ به نسبت تعداد جمعیت آنها که به یقین درصد بالایی از جمعیت حال حاضر را تشکیل می دهد چه مقدار از شهر مناسب حال آنها طراحی شده است؟ سهم آنها از شهری که در آن زندگی می کنند چیست؟ فعالیت های طبیعی کودکان در خانه های آپارتمانی به شدت محدود است آنها پیاپی به خاطر فعالیت های جسمی و بدنی که طبیعت سن و سال آنهاست مورد سرزنش و بازخواست قرار می گیرند... در حالیکه حتی محیط های شهری و فضاهای عمومی نیز جایی برای خوشامدگویی به آنها ندارند...
« کودکان در ارتباط با شرایط خود علاقمند به بازی، ورزش، شعر، موسیقی، نقاشی، مطالعه، احساس شخصیت، قصه خوانی، دیدن حیات وحش، فضای باز و سبز و... هستند که قسمت وقت عمده آنها را به خود اختصاص دهد.»
متن بالا برگرفته از کتاب:
آماده سازی شهر برای کودکان
نویسنده: دکتر اسماعیل شیعه
نشر شهر، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، چاپ دوم 1386، 2400 تومان
این کتاب را که بخوانید متوجه می شوید که قریب به اتفاق والدین ایرانی بعلاوه شهرسازان و برنامه ریزان و شهرداران و مسوولان شهری کشور ما بر طبق برخی قوانین ممالک متمدنه به علت به رسمیت نشناختن حقوق کودکان و محروم کردن آنها از حقوق طبیعی و انسانی خود ، به دلیل طراحی ساختمانها و مکان های عمومی ای که نه تنها مفید حال کودکان نیست بلکه دردسرهایی را برای آنها به وجود می آورد و امنیت جسمی و روانی آنها را تهدید می کند، مجرم محسوب می شوند... به نظرم برایشان خوب است که هر روز صبح اول بیندازنشان توی گونی کنفی و درش را ببندند و بگویند حالا شصت بار پروانه بزنید...