ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ : توسط : .

فکر می کنم می روم تو هستی... برمی گردم تو هستی.... فکر می کنم مهم نیست که امروز از تو عذرخواهی نکنم... فکر می کنم مهم نیست که هزار سال سراغت را نگیرم... فکر می کنم هنوز فرصت دارم... فکر می کنم همیشه هستی... همیشه خواهی بود... فکر می کنم برای همیشه فرصت دارم که از دلت کدورت ها را پاک کنم... چه خیال کرده ام؟ به چه دل خوش کرده ام؟ چه ساده انگارم... شاید هزار سال باشی کسی چه می داند اما اگر فردا من نباشم چه؟... گیرم که خانه کوچکی در خاک من را بس... این یک دنیا حرف نگفته را کجا جا بدهم؟