جدایی نادر از سیمین...
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱ : توسط : .

فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی برنده جوایز بهترین فیلم و بهترین هنرپیشه های زن و مرد جشنواره برلین شده است. جایزه بهترین بازیگر زن و جایزه بهترین بازیگر مرد نیز به طور گروهی به هنرپیشه های زن و مرد در این فیلم اعطا شده است. اصغر فرهادی در این اثر سینمایی داستانی از جامعه شهری امروز ایران را به تصویر می کشد. او در سال ۲۰۰۹ جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم درباره الی در جشنواره برلین را به خود اختصاص داده بود.


داستان فیلم جدایی نادر از سیمین درباره اختلاف زناشویی یک زوج جوان از طبقه متوسط است.  سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر (پیمان معادی) و دخترش ترمه از ایران برود و مقدمات این کار را فراهم کرده اما نادر نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد، تنها رها کند و اختلاف اینها باعث می شود که پای طلاق به میان کشیده شود.

اصغر فرهادی می گوید این فیلم درباره بحران انسان امروز و اخلاقیات است.

به گفته وی: "ما کارهایی را که امروز می‌کنیم، با معیارهای گذشته مقایسه می‌کنیم. آن معیارهای اخلاقی را دیگر نمی‌توان مستقیما به کار گرفت، و به همین دلیل معیاری وجود ندارد که بتوان در کارهای خود به آن رجوع کرد."  آقای فرهادی گفت: "انسان مدرن در زندگی مدرن درگیری‌ها و تناقضات زیادی دارد، بنابراین به نظرم آدم‌ها در پی تعریف‌های تازه‌ای از اخلاقیات‌اند."

درباره الی یکی از بهترین فیلم هایی است که دیده ام. یادم هست فیلمش را که خریدم برای ماه ها تماشایش نکردم. اینقدر داستان فیلم و حتی صحنه هایش برایم جذاب بود که ندیده راجع به فیلم ابراز نظر می کردم. یادم هست دلم نمی آمد فیلم را نگاه کنم. می ترسیدم توی ذوقم بخورد و آنقدری که فکر می کردم خوب نباشد. اما به همان خوبی بود که انتظارش را داشتم. یادم هست یک شب که تنها بودم و در و دیوار زرد اتاقم محاصره ام کرده بود بالاخره تصمیم گرفتم ببینمش و یادم هست بد گریه کردم. اخر فیلم آنقدر دلم سوخت که با دست هایم صورتم را پوشاندم و های های گریه کردم. یادم هست موسیقی انتهای فیلمش را هزار هزار بار قدم زنان در خیابان های گرگان گوش کرده ام.

درباره الی، درباره الی نیست... داستان همه ماست. داستان ریاکاری ها و بی اخلاقی های ماست که برای نجات و تبرئه خود، دیگران و حیثیتشان را بر باد می دهیم تا گناه خود را بشوییم. تا خود را موجه جلوه بدهیم....

مشغول خواندن کتاب هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی هستم. جمله ای از کتاب نظرم را خیلی جلب کرد: « لیلا، عزیز دلم، تنها دشمنی که یک افغانی نمی تواند شکستش بدهد خودش است.»

خوشحالم اصغر فرهادی هست. خوشحالم فیلم هایش در عین حالیکه قابل فهم است و داستانیست می تواند از جشنواره ها هم جایزه بگیرد. می دانم که سختی های فراوانی برای ساختن و آماده کردن کارهایش انجام می دهد اما خوشحالم که هنوز از ایران خارج نشده و در ایران و درباره ایرانی ها و برای تمام دنیا فیلم می سازد. خوشحالم اصغر فرهادی هست تا یاد بگیریم که هنوز هم می شود کار درست و حسابی انجام داد و ناامید نشد و  و زانوی غم بغل نکرد. زیرکی و خلاقیت و خوش فکری آدم هایی مثل اصغر فرهادی به یادم می آورد که از ماست که برماست...