یه کاری کن نمونم زیر خاکستر...
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ : توسط : .

هیولای هولناک اینجا نشسته نگاه می کند... ویروس ها همه جا هستند... حتی به کامپیوتر هم رحم نکرده اند... سرفه ها توی اتاق می چرخند... افعال گذشته از سر و کول هم بالا می روند... حسرت ها هوا را مسموم کرده اند... یکی با شدت گویا بر طبل می کوبد... می پرسم کسی عزم جنگ دارد؟ بانوی لبخند طلایی می گوید بانگ قلبی است که بر دیوار می کوبد... کیمیا سرش را از روی صفحه ها بلند نمی کند. مهر و ماه به نوبت بر پنجره اتاق جایشان را عوض می کنند... می گویم این کیست؟ جنون است؟ بانوی لبخند طلایی می گوید: جنون نیست... غیرت است...

« غیرت باغ بالا

جرات داری بسم الله ... »

 

پ.ن: کیمیا چنارانه! تا حالا گفته بودم که وقتی لج می کنی چقدر بیشترعاشقت می شوم؟