تجربه های آشپزی یک آشپز ناشی - 1
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩ : توسط : .

ما دلمان سالاد ماکارونی خواست. از کنار سوپرمارکت که رد شدیم دلمان نخواست که کالباس بخریم. البته اگر جایی باشد حتما با لذت می خوریم اما خودمان هیچوقت دوست نداریم چنین جنایتی در حق خودمان بکنیم و همچنین نوشابه هم خودمان نمی خریم اما اگر باشد تا تهش را می خوریم و البته غذای چرب هم خودمان عذاب وجدان می گیریم درست کنیم اما اگر در میهمانی ها کسی برایمان غذای چرب بپزد با لذت و بدون اندکی قر و فر خواهیم خورد. خلاصه ما دست خالی به خانه برگشتیم. همه امید ما به مقداری نخودفرنگی فریزری و قوطی کنسرو ذرت در یخچال بود و همچنین تصورمان بر این بود که مرغ هم در فریزر داریم و فکر کردیم به جای کالباس، مرغ استفاده خواهیم نمود اما خوب... خبری از مرغ نبود. ما توصیه شدیم که بیخیال شویم اما به نظر ما اهمیتی ندارد که سالاد ماکارونی مرغ نداشته باشد. ابتدا مقداری آب گذاشتیم تا جوش بیاید و بعد به آن نمک اضافه کردیم واز آنجاییکه یادمان نمی آمد نخودفرنگی را قبلا آب پز کرده ایم یا نه و چون قابلمه کوچکی نداشتیم که نخود فرنگی را  در آن بپزیم به نظرمان رسید خوب اشکالی ندارد می ریزیم با همین ماکارونی بجوشد. بعد بنابر یک حس جالب فکر کردیم کمی سرکه به قابلمه جوشان اضافه کنیم و اینطوری کمی سرکه هم توی قابلمه ریختیم. پس از آبکشی مخلوط معلوم الحال را در یک کاسه بزرگ ریختیم و به آن آبلیمو، فلفل سیاه، ذرت، سس مایونز کمی و بیشتر ماست اضافه نمودیم. سس مایونز هم از آن دسته چیزهایی است که با عذاب وجدان از آن استفاده می کنیم. به نظرمان رسید که حالا خوب کمی هم به آن گردو و قارچ خام اضافه کنیم و البته کسی نتوانست منصرفمان کند که این کار را نکنیم.

نتیجه: سرکه طعم خوبی به غذا داده بود. نبود گوشت که اصلا احساس نشد. ما دفعه بعد حتما به آن قارچ و گردو اضافه نخواهیم کرد. چون خیلی چیز می شود. خیلی سنگین می شود و ما هر دفعه که هر لقمه اش را می خوردیم فکر می کردیم دیگر نمی توانیم ادامه بدهیم و فکر می کردیم ما ظرفیت چنین غذایی را نداریم اما خوشبختانه داشتیم. آشپزی اگر تفننی باشد کار لذتبخش و آرامش دهنده ای است... و البته اگر قرار نباشد برای آدم غرغروی ایرادگیر غذا درست کنیم... و البته اگر قرار نباشد برای شصت نفر غذا بپزیم...