اینجا بدون من...
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠ : توسط : .

دور و بر اتاقم – پاتوقم را نگاه می کنم. از مساحت 16 متر مربع اتاقم، فقط دومتر مربعش پاتوق من است. مابقی اش را اشیایی پر می کنند که با واسطه یا بی واسطه من مالکشان هستم. شاید به مرور زمان سهم من از اتاقم باز هم کمتر بشود. شاید یک روزی اشیایی که من مالکشان هستم عذر مرا بخواهند و بگویند دیگر جایی برای من نمانده است... هیچ بعید نیست... با خانه هایی که جایی برای ساکنانش ندارد... با خیابان هایی که تا خرخره پر از ماشین است و جایی برای پیاده ها ندارد...

آدم ها دیگر خیلی زیادی به نظر می رسند... در دنیایی که دیگر برای آنها نیست و به مخلوقاتشان برازنده است... دنیایی برای ماشین ها، کاناپه ها، تخت ها، ظرف ها، لباس ها، میزها، صندلی ها، قفسه ها، آباژورها... و اگر، اگر، اگر جایی باقی ماند برای آدم ها...