ماجراهای آقای مردعنکبوتی - بن تن 1
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦ : توسط : .

آقای مرد عنکبوتی شدیدن دچار دگردیسی نافرمی شده است. او در حال حاضر بیشتر بن تن هست تا مرد عنکبوتی و برای اینکه مدام به ما یاداوری کند که خیلی بن تن است کاری می کند که ما همیشه او را با بن تن جانش ببینیم... حوله بن تن، چتر بن تن، دفتز بن تن، تی شرت بن تن، لباس زیر بن تن، کیف بن تن، مداد بن تن، برچسب های بن تن، ساعت بن تن، پوستر بن تن... بیشتر اتاقش دیگر به اتاق خود بن تن می ماند تا اتاق هرکسی غیر از خود اتاق آقای بن تن...

تمام مجسمه هایی چندش آوری که او با انها بازی می کند هیولاهای همزاد بن تن و یا دشمنان بن تن است... آقای مرد عنکبوتی مجسمه های چندش آورش را همیشه با خودش همه جا می برد. در یک شب دل انگیز، در بازگشت از یک میهمانی، که ایشان سخت مشغول صحنه پردازی یک مبارزه بودند، در یک لحظه دست از بازی کشیدند و پرسیدند:

- جون جون! چرا آدما میخان از هم جدا بشن میرن دادگاه به یه نفر دیگه میگن؟ خوب خودشون از هم جدا بشن دیگه...

ما با چشم های کاملن گشوده، احساس درماندگی کردیم که چه جوابی به این سوال آسان بدهیم... آن هم جوابی که مرد عنکبوتی را قانع کند چون ایشان در عین حالیکه هیچ مشکلی با ماجراهای غریب بن تن ندارند اما به هر نوع محصولی که زاییده تخیلات باشد، مثل اینکه یک درختی با یک بچه ای حرف بزند، گیر می دهند که مگر درخت ها هم حرف می زنند و بعد اضافه می کنند که خوب قصه است دیگر اشکال ندارد، و ما مانده بودیم که چه  قصه ای برایش سرهم کنیم که نفهمد داریم برایش قصه می گوییم و چطور برایش از قراردادهای حقوقی بگوییم و از اسنادی که امضا می شود و از اینکه پس گرفتن امضا به همین آسانی ها نیست و شهر هرت که نیست و... آخرش به این نتیجه رسیدیم که همان راستش را بگوییم دردسرش کمتر است...

- بس که خنگن عزیزم!

آقای مرد عنکبوتی با لبخندی تایید کننده بدون هیچ سوال دوم خطرناکی به ادامه بازی کیوکوشینش برگشت. از نظر آقای مرد عنکبوتی این تنها جواب ممکن برای این سوال بود. به گمانم انتظار نداشت جوابی غیر از این بشنود...