سهم من چی؟
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠ : توسط : .

چرا هرگز کسی به این فکر نکرد که من هم میخواستم اسب های میانکاله را ببینم؟ می خواستم گله های پرهیاهوی اسب هایی که می تازند را ببینم... اما کوبیدن پاهایم برزمین چه فایده ای دارد؟

چرا هیچ کسی احساسات مرا به رسمیت نشناخت؟ چرا کسانی که آن اسب ها را تا آخرینشان از بین بردند به من فکر نکردند؟ به اینکه می خواستم تاختن بی پروای آنها را و به پرواز در آمدن یال هایشان را در سرزمین شنی میانکاله نظاره گر باشم؟ سهم من و کسانی که بعد از من در این سرزمین متولد خواهند شد چیست؟ چرا گذشتگان به جای ما هم تصمیم گرفتند؟ چرا این روند از حرکت نمی ایستد؟ سهم فرزندان فردای گرگان از جنگل ناهارخوران فقط تلکابین است؟ فقط همین؟