لوئیز فیروز، تو هم!
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢ : توسط : .

همه چیز از سالنامه استرآباد – یک سالنامه محلی - آغاز شد پس از اینکه چشمم به نام لوئیز فیروز  در آن افتاد. اول از همه این برایم جالب بود که این اسم انگلیسی - فارسی است. یک زن با یک اسم انگلیسی - فارسی در کلاله چه می کند؟ پس از آن لوئیز فیروز به یکی از ساکنان ذهن من تبدیل شد و من خواندن و جستجو کردن درباره او را آغاز کردم. به چه نیتی نمی دانم اما بیشتر از همه برای دریافت پاسخ سوالات خودم. کنجکاویم حسابی تحریک شده بود که این شخص غیر ایرانی چرا گذارش به کلاله افتاده است و چرا آنجا مزرعه پرورش اسب دارد. هر بار قسمتی جدید درباره او می خواندم تا اینکه به این مصاحبه رسیدم که در سال 84 سه سال پیش از مرگش انجام شده است. دلم بابت این قسمت مصاحبه خیلی سوخت... خیلی زیاد... مثل اینکه او هم مثل خیلی ها طعم تلخ ناامیدی را در این سرزمین چشیده است... و مثل عده کمی، علئرغم ناامیدیش، متوقف نشده است و به کوبیدن آب در هاون ادامه داده است...

 « آیا تاکنون از بخش دولتى کمکى دریافت کرده اید؟
بخش دولتى تا امروز هیچ کمکى در جهت تولید اسب به ما نکرده است. حتى ما هنوز بعد از این همه سال تولید و پرورش اسب پروانه تولید نداریم. ما هر سال براى خرید یونجه یک وام پنج میلیون تومانى از بانک کشاورزى مى گیریم اما این هم مشکل است. زیرا به ما مى گویند، اسب دام نیست و وام براى آن داده نمى شود!
ما در جهت پیشبرد تولید و پرورش اسب از توریست ها استفاده مى کنیم. همیشه پانزده اسب براى توریست ها آماده داریم. آنها براى آشنایى با اسب ترکمن و سوارى با آنها پیش ما مى آیند. درآمد حاصله از این کار است که ما را تا امروز در امر پرورش اسب ترکمن موفق نگاه داشته است. اکثر توریست ها مجذوب این اسب و سوارى دلپذیر آن مى شوند. وقتى از من مى پرسند که چه برنامه اى براى آینده این اسب ها دارید من ناچاراً به آنها مى گویم هیچ. توریست ها اکثراً به خاطر من مى آیند و اگر من دیگر نباشم هیچ توریستى نمى آید. اگر در طول یک سال توریستى نداشته باشیم مجبور خواهیم شد تمام اسب ها را بفروشیم. من الان ۷۱سال دارم و بیشتر از این نمى توانم این کار را ادامه دهم. وقتى من نباشم سایر پرورش دهندگان هم در این منطقه کار پرورش اسب را رها مى کنند. من واقعاً خسته شده ام. وقتى امید نیست آدم دیگر دل کار کردن ندارد. در ترکمن صحرا گاهى اسب هاى نحیف و کوچکى را مى بینیم که در اثر کمبود تغذیه سوخته اند. من هم سوخته ام. »

این مصاحبه برگرفته از اینجاست. دلم می خواهد به مزرعه شخصی او در کلاله سر بزنم و ببینم آیا پیش بینی های او به واقعیت پیوسته است؟ آیا با رفتن او واقعا کار پرورش اسب در آن منطقه به پایان خود رسیده است؟