دم را دریاب!
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦ : توسط : .

گاردین درباره این کتاب گفته است: « یکی از بهترین رمان های کوتاه تاریخ ادبیات»

اصلا گول چنین اظهارنظر و همچنین مابقی تعاریفی که از این کتاب شده است را نخورید. این کتاب روان شما را به باد خواهد داد و با اینکه 176 صفحه ناقابل در همان قطع معمول نشر چشمه است، اما خواندنش به یک ماراتن شبیه است. حسابی نفسگیر است و پدر آدم را درمی آورد اینقدر که خیلی خوب تمام تنش ها و بدبختی های یک روز یک آدم بیچاره را به چیره دستی به شما منتقل می کند آنقدر که مدام می خواهی کتاب را بی خیال شوی اما نمی توانی و دوست داری بدانی آخر این مادرمرده با این همه بلا چه راهی جلوی پایش گشوده می شود. اما خبری نیست. یا دست کم تا زمانی که نگارش کتاب به اتمام رسیده است خبری نیست. شاید بعدش که توی کتاب نیامده است، اتفاقات خوبی برای تامی پیشامد کند. اما خوبیش این است که هرگز این احساس به آدم – به من – دست نداد که تامی خودش را می کشد. همچین حسی نداشت. بیچاره بود اما امیدوار بود که یک دری به رویش باز شود... کل کتاب پر از بحث ها و کنایه های فلسفی هم هست تازه. این هم نکته دیگری که آدم حتما باید از خواندن این کتاب پرهیز کند. اصلا مهم نیست که گاردین و مابقی چی گفته اند. من توصیه می کنم که چیزهای شادتر و کمتر خفه کننده ای بخوانید... به اندازه کافی در حال خفه شدن هستیم...

دم را دریاب

نویسنده: سال بلو

مترجم: بابک تبرایی

نشر چشمه

چاپ اول زمستان 86، 2000 نسخه