نابرده رنج گنج میسر نمی شود
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٦ : توسط : .

با پیدایش مصالح جدید و ابداع روش های نوین سازه ای در قرن بیستم در معماری مدرن از نظر فرم تقریبا همه چیز امکان پذیر شد. این واقعیت استفاده صحیح از فرم را به مرتب دشوار کرد و حتی اغلب منتهی به استفاده نادرست از فرم شد.

 

زیبایی شناسی در معماری

یورک کورت گروتر

 

پ.ن: من خیلی این جملات را می فهمم. این "امکان" استفاده نادرست از چیزی که "به آسانی همگانی" می شود. فرصت و لذت کشف و جستجو که نباشد نتیجه چیزی بسیار معمولی خواهد بود. رنج است که گنج می سازد...


 
زبان
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢ : توسط : .

زبان فرم طی یک دوره تحول طولانی به وجود آمده است. موفقیت و پایداری یک فرهنگ مبتنی بر دارا بودن یک زبان فرمی معتبر نیز هست. فرم ها به عنوان علائم بصری برای بیان یک مفهوم معنایی علائمی هستند قابل تغییر. زبان فرمی مجموعه مفاهیم این علامات است و نشان دهنده محتوای معنوی یک فرهنگ.

تغییر سریع زبان فرمی به هر دلیلی که باشد به معنی فقیرترشدن آن فرهنگ است.

این مطلب تنها در مورد ملل بدوی که در طول استعمار به کرات زبان فرم هایشان از بین رفت معتبر نیست. انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم باعث چنان تغییرات عظیم اجتماعی و فرهنگی ای شد که ایجاد یک تغییر کلی در زبان فرمی را در معماری نیز ضروری ساخت. 

یکی از دستاوردهای انقلاب صنعتی تولید هرچه بیشتر از هر قطعه با کار هرچه کمتر بود. بهره گیری مستقیم از این روش ها در کارهای ساختمانی عملی نبود و نتیجه این بود که این طرز تفکر بیشتر در زمینه فرم ها موثر افتاد. فرم ها بر اساس عملکردها انتخاب شدند و به این دلیل قدرت بیان محتوایی خود را از دست دادند. 

در حالی که پیش از آن شکل ها در چهارچوب محدودیت هایی که مثلا مصالح مورد استفاده ایجاد می کردند به وجود می آمدند، اینک به یکباره مصالح جدید و و روش های جدید ساخت تقریبا همه چیز را ممکن ساختند. به عکس "معماری بدون معمار" ، که چیزی کاملا مردمی بود، در معماری مدرن زبان فرم ها مایملک اختصاصی معدودی از معماران شد و چنین بود که این زبان دیگر برای توده مردم قابل فهم نبود. سیر تکاملی یک زبان فرمی برای رسیدن به بلوغ یعنی به مرحله ای که تمامی یک فرهنگ را معرفی کند، احتیاج به زمان و اصطکاک دارد تا با این اصطکاک در طول زمان صیقل لازم را بیابد.


 
 
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٦ : توسط : .

اطلاعات زیباشناختی قسمت خاصی از روان ما را مخاطب قرار می دهند و باعث می شوند که در ما یک نوع احساس رضایت به وجود آید. این احساس تحت تاثیر عوامل روانی - اجتماعی است و به این دلیل مساله ای است کاملا تابع شخص دریافت کننده اطلاعات. این احساس کاملا شخصی است و اگرچه شاید بتوان آن را تا حدی توصیف کرد اما به طور کلی تعریف ناپذیر است و از این اطلاعات نمی توان استفاده مستقیمی کرد. 

اندازه گیری این اطلاعات تنها در شرایط خاص و به طور کاملا محدود ممکن است. 

 

* زیبایی شناسی در معماری


 
 
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱ : توسط : .

همه مایل بودند که او تکذیب نامه را بنویسدو با نفی مقاله خود همه را خوشحال کند. عده ای از این خوشحال می شدند که افزایش دنایت و ترس، رفتار خود انان را عادی و معمولی جلوه می داد و ابروی بر باد رفته را به ان ها باز می گرداند. دیگران عادت کرده بودند که شرافت خود را یک امتیاز خاص بدانند و حاضر نبودند از ان چشم پوشی کنند. ان ها همچنین محبتی پنهانی نسبت به کسانی که شرافتشان لکه دار شده بود احساس می کردند. بدون وجود انها شجاعت و شهامت امری معمولی و بیهوده به نظر می رسید و مورد ستایش کسی قرار نمی گرفت.


 
 
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱ : توسط : .

اگر بشود انسان را به گروه های مختلف تقسیم کرد مسلما این تقسیم بندی باید بر مبنای تمایلات عمیق و بنیادی انها باشد. تمایلاتی که که انان را به سوی فعالیتی می برد که زندگی خود را وقف ان می کنند. هر فرانسوی با سایر فراسوی ها فرق دارد. اما تمام هنر پیشه های جهان در پاریس در پراگ و حتی در محقر ترین تاتر شهرستانی به یکدیگر شبیه هستند. ان کسی  بازیگر است  که از کودکی می پذیرد که تمام زندگیش را را برای مردم ناشناس به نمایش بگذارد. اگر کسی به این کار بنیادی تن ندهد-که هیچ ربطی به استعدادندارد و چیزی عمیق تر از ان است – نمی تواند بازیگر شود. همچنین پزشک کسی است که می پذیرد تمام عمرش را صرفنظر از نتایج ان وقف بدن انسان کند این یک نوع موافقت بنیادی است –نه استعداد است و نه تبحر- .

 

 

بار هستی

میلان کوندرا


 
 
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱ : توسط : .

 

 

دلقک ها همیشه سبب ترسم شده اند یا بهتر بگویم سبب نگرانیم. بله، من همیشه نگران دلقک ها بودم، همیشه می ترسیدم که برنامه شان موفق نباشد و مردم نخندند. این مساله به نظر من بدتر از افتادن از بالای طناب بند بازی بود. برنامه دلقک ها برنامه خشنی است. اگر خوب نگاه کنیم فقط خشونت را در آن میبینیم: افتادن، بلند شدن، دوباره افتادن، گریه کردن، ادای احمق ها را درآوردن، همه و همه ...به خاطر اینکه تمام بد جنسی های دنیا را به طرف خودمان جلب کنیم و درست قبل از اینکه این بدجنسی کاملا له و نابودمان کند، آنها را به خنده تبدیل کنیم.

 

دیوانه وار- کریستیان بوبن- ترجمه مهوش قویمی – انتشارات آشیان