مایکل ویلفورد می گوید:

«در پس هر بنای شاخص، کارفرمایی به همان میزان شاخص وجود دارد؛ نه ضرورتا پروجهه، بلکه کسی که وقت صرف می کند و به خود زحمت می دهد تا ایده های معمار را درک کند، پشتیبان و پراشتیاق است، شجاع است، آماده ی قبول خطر است و بالاتر از همه توان آن را دارد که در بحران های ناگزیر بر اعصاب خود مسلط بماند».

درخواست صمیمانه از کارفرما برای چنین درکی از دنیز اسکات براون برمی آید که از کارفرمایی سخن می گوید که اجازه می دهد «طرف او باشی». شریک وی رابرت ونتوری توضیح می دهد که این امر تا چه حد ممکن است پراهمیت و در عین حال حساس باشد:

«احتیاجی نیست از گفتن مطلبی احمقانه نگران باشی... تو بعضی وقتها نیاز داری با صدای بلند فکر کنی و آزاد باشی که چیزهای احمقانه بگویی... و اگر کارفرما ایمان داشته باشد همین غالبا راه به جایی می برد... ما فکر می کنیم معماری باید از تشریک مساعی زاده شود و ما از کارفرما چیزهای زیادی می آموزیم... ما بعضی از بهترین ایده های خود را از کارفرما کسب می کنیم، ما عاشق همکاری با آنها هستیم».

شاید تنها بهترین طراحان باشند که آنقدر به خود اعتماد دارند که به کارفرمای خود اجازه دخالت در آنچه فرایند خلاقانه ی حساس و آسیب پذیری محسوب می شود، می دهند. 

/ 0 نظر / 11 بازدید