یکم. خانم چنارانه توی ترک است. میس دراگون مجبورش کرده است هشت تا کتاب را با هم نخواند. این ماجرا تبدیل به یک "ضروری است" شده بود و میس دراگون مجبور شدخمش و نرمش دربرابر نجوای سحرانگیز کتاب ها را اکیدا ممنوع کند. خانم چنارانه اجازه دارد تنها سه کتاب را همزمان بخواند. برای همین کتاب اندیشه های ... پاکزاد صبورانه توی صف منتظر است تا زیبایی شناسی در معماری  و بعد یک کتاب نصفه نیمه دیگر هم تمام بشود تا نوبت او برسد. 

 

دو. خانم چنارانه یک ابر بالای سرش دارد. او الکی برای خودش شیفته ی این شده است که الکی برود دانشگاه شهید بهشتی از جهانشاه پاکزاد درس طراحی شهری بگیرد. خانم چنارانه دل خجسته ای دارد حتمن.

 

سه. رمان دا مدت هاست که روی طاقچه است. همینطوری بسته. حتی یک ورق هم نخورده است. حتی مقدمه اش هم خوانده نشده. خانم چنارانه هنوز جسارت لازم برای نزدیک شدن به کتاب را ندارد. خانم چنارانه می داند که دا اشکش را حسابی در خواهد اورد. برای همین دل دل میکند. 

/ 0 نظر / 6 بازدید