نه من مُردم؟

شاهزاده قورباغه!

چی شد که به برکه ات قانع شدی؟ قناعت اینطوری هاست؟

خانم اژدها می گوید گول نخور جانم! گیج نشو! این سازش است... و قدم می زند کنارم.

سازش بوی فریب دارد. بوی ریا دارد. برکه پادشاهی ات همچون جایی است؟ 

امشب از آن شب هاست شاهزاده. که لب برکه نشسته ام و زل زده ام به ریایی که تو را ربوده است از من... خیره مانده ام به سرزمینی که مرا از تو جدا میکند... همانطور که مرگ آدم را از زندگی... و کی دیده است که مُرده ای به دنیای زندگان بازگردد و آن مُرده منم!

/ 0 نظر / 7 بازدید