چارپاره

یک. چراغ های این شهر را تو خاموش می کنی... ولله که شهر بی تو حبس می شود مرا... 

دو. می گویم گذشته اش که حالا مهم نیست. می گوید هست. گذشته مهم است.گذشته ی هر آدمی به حالش وصل است. فکر می کنم آیا گذشته ی اصغرفرهادی را دیده است؟

سه. خداحافظی می کنم با تو. با طمانینه می روم. پشت سرم سایه ام خاموش روی زمین کشیده می شود. چنگ می اندازد. رد شیار پنجه ها روی آسفالت می ماند... 


چهار. تو هستی مثل من بوده ام می ماند. مثل ما بوده ایم می ماند. فرق این روزها با روزهای قبل تنها  فرق دانستن تو با نداسنتن توست. 





/ 0 نظر / 15 بازدید