یک چیزی بود به اسم قدح اندیشه در داستان های هری پاتر که عاشقش بودم من! آدم ها - از نوع جادوگرها - با چوب های جادویشان  رشته رشته افکار و خاطرات را از توی ذهن می کشیدند بیرون می ریختند توی یک قدحی تا اینقدر توی کله شان بامب بامب صدا نکند.

نوشتن یک همچون چیزی است برای من! مثل سوپاپ اطمینان است که کمک می کند منفجر نشوم. رشته رشته افکارم را در می آورم می ریزم اینجا تا کمی از دستشان خلاص شوم. تا آن رشته ها نپیچند به در و دست و گردنم!

نوشتن یک همچون حس اعجاب انگیز جادویی است برایم! 

/ 0 نظر / 16 بازدید