،

هرمان هرتزبرگر ورق مى زند و من را مى خواند. و چشم هاى گشادم را مى بیند... توى کارهایش، عکس کارهایش، ساختمان با مردمانش است. نه ساختمان خالى. نه یک ژست شیک مجلل خفن سنگین بهشت گونه. مدل کارهایش سبک و ساده خودمانى است.جایى براى اسایش ادمهاست و نه چیز جامد صلب مهیب خودپسند براى کور کردن چشم دیگران... براى به رخ کشیدن پ و ل...

حتى روى جلد کتابش خلاف اغلب کتب معمارى تصویرى از یک اسکلت خاص نیست..  تصویر کودکانى است که لم داده اند و خوشند... توى ساختمانى که او طراحى کرده است...

هرمان هرتزبرگر معمار است و معماریش شاعرانه است همانقدرى که زندگى مى تواند شاعرانه باشد...البته که من مینیمالیست خواهم بود. مینیمالیستى مردم گرا....

/ 0 نظر / 33 بازدید