فکر مى کنم ، به طرزى بدعت انگیز، که باید یک چیز جنون امیز بنویسم. یک چیزى پر از کلمات وحشى که به همه چیز چنگ بیاندازند... چروک هاى دور چشمم این را مى گویند.... مى گویند که خیلى چیزها دروغ بوده است و به ندرت راستى وجود داشته است... مى گویند که زمان مستى فرارسیده است... و کلمات ارام ارام در ذهنم ته نشین مى شوند... صاف مى شود درد وجودم....

/ 0 نظر / 66 بازدید