روی ایوان چوبی خانه ی هفتادساله ی مادریم، که برای برداشت انتخاب کرده ام، مربع های ده دوازه سانتی شکیلی بریده شده است. شاید روی هم هفت تا از این برش ها در سرتاسر ایوان وجود دارد. هیچ ایده ای ندارم که این سوراخ ها برای چی در کف ایجاد شده اند. فقط می دانم که وجود این برش ها نباید بی دلیل باشد. 

از پدربزرگم می پرسم. می گوید برای خاطر ابریشم ریسی است. برای خاطر پشم ریسی است. خانم ها می نشستند روی ایوان و کنار این شکاف ها ابریشم می ریسیدند. از این سوراخ های توی ایوان قرقره هایشان را تاب می دادند تا پایین. من هرهر می خندم. از هیجان و شگفتی! هر نکته ای درباره این خانه مجذوب و هیجان زده ام می کند...

Image result for ‫پشم ریسی‬‎

فکر می کنم سنت اینطوری است. اینطوری منتقل می شود. مثلا اگر قرار بود من یک خانه ی سنتی بسازم ممکن بود روی تخته های چوبی ایوان طبقه ی دوم شکاف هایی بگذارم. ولی ندانم برای چی! به عنوان یک قاعده رعایتش می کردم. به عنوان یک مدل! 

مانند انواع مدل هایی برای زندگی که به عنوان قواعد پذیرفته ایم و نمی دانیم چی است اما رعایتشان می کنیم! 

سنت ها برای خاطر رفع نیازهایی به وجود آمده اند و بعد از برطرف شدن نیازها، به زندگی مستقل خود ادامه داده اند یکجوری که اصلن فلسفه وجودیشان فراموش می شود و خودشان دلیل خودشان می شوند... دلیل وجودیشان متکی به نفس می شود و به این شکل ساده تقلیل میابد: رسم است! همیشه اینجوری بوده است! 

/ 0 نظر / 11 بازدید