داروغگی به سبک کلوچه ای!

کلوچه خان عسلی با دیدن کاغذ کادو در فروشگاه به آقای پدر پیشنهاد می کند:

- یه کاغذ کادو بلا جون جون بخلیم.

- چرا؟

- ماشینمو بپیچه تو این!!

*****

در ابتدا ماشین کذایی آقای کلوچه عسلی فقط در تخیل خود او وجود داشت. سپس او این تخیل را با جون جون مطرح کرد و این تصور را به او القا نمود که قرار بوده است "آن" ماشین را جون جون برایش بخرد. بعد آقای کلوچه عسلی به اشکال مختلف و در مدت زمان اندکی، خود، اطرافیان و جون جون را به این باور رساند که این ماجرا آلترناتیو دیگری ندارد:

- جون جون؟

- بله؟

- ماشینمو نخلیدی؟

- کدوم ماشین؟

- همونی که می خواستی بلام بخلی. 

- ؟!!

- همون بوگاتی شبژ! بژلگ باشه. پشت داشته باشه. همه اشباب باژیام توش جا بشه. فهمیدی؟

- هان؟ بله! بله! 

کلوچه خان عسلی سپس در مقابل اعتراض آقای پدر مبنی بر وجود فایل ضبط شده ای که نشان می داد که :« اگه بلام بوگاتی سفید مشکی بخلی دیگه هیچی نمیخام.»  اعلام کرده است که: «خوب بیا دوباله ازم فیلم بگیل: من همه چی میخام» و بعد اصرار شدید داشته است که به عنوان سند باید آقای پدر این ویدئو را ضبط کند. البته این ویدئو ضبط نشد. 

حالا جون جون حتی ممکن است به خاطر "هنوز" نخریدن چنین ماشینی کم کم دچار عذاب وجدان هم بشود. حتی کم کم احساس شرمندگی می کند که چرا اینقدر در خرید ماشینی که "قولش" را به کلوچه خان عسلی داده است تاخیر کرده است. او دیگر روی این را ندارد که بدون چنین ماشینی چشمش به چشمهای معصوم و مظلوم کلوچه خان عسلی بیفتد.

/ 0 نظر / 29 بازدید